تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

50

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نيز گويند اردشير در آغاز كارش نامه‌هاى رسائى به ملوك الطّوائف نوشت و دلايل حقّ بودن خود را بنمود و ايشان را به طاعت خود خواند « 1 » . در پايان عمرش به جانشين خود فرمانى « 2 » بنوشت . اردشير همواره نيك سيرت و پيروزمند بود . سپاه او هرگز شكست نخورد و علم او هرگز نگون « 3 » نشد . بر شاهانى كه در اطراف مملكت او بودند پيروز شد و آنان را خوار كرد و گروه بسيارى بكشت . ولايت‌ها بپاكرد و شهرها بساخت ، پايه‌ها بنهاد و آبادى فراوان كرد « 4 » . مدّت پادشاهى او از كشته شدن

--> امراى متعددى كه همه همان نام را داشته‌اند نسبت داد . در بسيارى از مواقع مقصود از بناى شهر فقط بناى بعضى از ابنيه با استحكامات در آن بوده است . فهرست شهرهاى اردشير به گفتهء ابن المقفّع ( به نقل سعيد بن البطريق و ابن قتيبه از او ) فقط از شش نام تشكيل مىشود . ظاهرا فردوسى نيز همين شش نام را در دست داشته است ولى آن را با بىدقّتى معمولى ذكر كرده است . دينورى نيز چنين است . امّا حمزهء دانشمند آنچه توانسته است جمع كرده است ( مجمل التواريخ نيز معمولا از او پيروى كرده است ) . بحث بيشتر در اين باب به درازا مىكشد . براى بناهاى ديگر منسوب به اردشير رجوع شود به حمزه ص 48 و ياقوت ج 4 ص 527 . ( 1 ) - گويا اين قسمت خلاصه‌اى باشد از ابن المقفّع كه ابن قتيبه و سعيد بن البطريق از آن بيشتر نقل كرده‌اند . اين نامه با نامه‌هاى نظير آن كه ابن المقفّع نقل كرده است ( مقايسه شود با بسيارى از نامه‌هاى مذكور در شاهنامه ) از محصولات بلاغى دورهء اخير ساسانيان بوده است . ( 2 ) - اين نوشته بسيار معروف بود اما باز بايد از آثار خطابى زمانهاى بعد باشد . ( 3 ) - در اينجا داستان كارنامك و روايت فردوسى يك‌بار تاريخىتر از گفتار مورّخين است ؛ زيرا اعتراف مىكنند كه اردشير چندين بار شكست‌هاى سختى متحمّل شده است . نويسندگان شرقى دربارهء جنگهاى او با روميان چيزى نمىدانند . اين جنگها در آغاز در حقيقت به نفع اردشير پيش مىرفت امّا او بعدا مجبور به عقب‌نشينى گرديد . من در اينجا حق را با تيلمونت به جانب لامپى ريدوس ، تاريخ الكساندر سوروس ، 56 ( مقايسه شود با اويترپ 23 / 8 و با كتاب مؤلفى كه از روى آن نوشته است ) مىدهم نه به هرديان 2 / 6 . ( 4 ) - اردشير را پادشاهى نمونه و قانونگذار شناخته‌اند و اين ادّعا با آنكه بسيار مبالغه‌آميز است بىاساس هم نيست . مىگويند او به جمع كتب و تصانيف پرداخت ( مجمل التواريخ چاپ تهران ، صفحات 61 و 94 ) و تاريخ‌گذارى را مرتّب كرد ( الآثار الباقيه ص 32 به نقل از بحترى ) . از كارهاى برجستهء او يكى هم تأسيس دستگاه جاسوسى هوشيارانه‌اى را ذكر مىكنند ( ميرخوند ؛ مقايسه شود با الفخرى چاپ اهلواردت ص 28 ) . نظير اين كار را هرودت ( ج 1 ص 100 ) به ديوكس ( پادشاه ماد ) نسبت داده است ( به طور كلّى هردوت ترتيب آداب دربارى و رسوم و غير آن را به همان نحو به او نسبت مىدهد كه مسعودى به اردشير ) . در كتب پهلوى كه به دست ما رسيده است نيز از او به همين نحو سخن رفته است . بايد در نظر داشت كه حاملان اصلى اين روايت روحانيانى بودند كه اردشير را بيشتر به جهت حمايت او از عقايد دينى مىستوده‌اند تا